مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
976
طب اكبرى ( فارسى )
مانع جماع شود و به سبب نابودن منفذ در وى ، طمث را نيز منع نمايد و عند نوبت حيض ، الم شديد و تمدد عظيم پديد آيد . علاج : آنچه در فصل رتق گفته آيد به كار برند . و اگر ازالهء آن ممكن نبود ، جهت ايمن بودن از آفات احتباس ، چيزى كه در اندمال قروحى گفته شد از فصد و جز آن استعمال نمايند . قسم هفتم : آنكه سمن و فربهى مفرط به ضغط و مزاحمت [ خود ] انسداد مسالك رحم نمايد . علاج : فصد كنند و بالجمله در تهزيل و لاغر ساختن كوشند و چون وقت نوبت [ حيض ] قريب رسد ، رگ صافن زنند و ادويه و اشربهء مدره دهند و حركت پيش از طعام و بر نهار استحمام [ كردن ] و استعمال اطريفل صغير و كمّونى و گلقند و باديان رومى بر سبيل دوام نفع تمام دارد . و اگر حرارت پيدا بود ، مسخنات به كار نبرند . قسم هشتم : آنكه رحم منحرف شود به جانبى به نوعى كه دهن رحم از مقابل فرج يك سو شود و بدان سبب خون برنيايد . و اين را در عقر به تفصيل گفته آمديم . [ 1301 ] [ تبصره ] : تعداد امراضى كه از احتباس حيض حادث شود ، [ به اين شرح است ] : اختناق رحم . اورام رحم . اورام احشا . امراض معده ، چون سوء هضم و سقوط اشتها و غثيان و تشنگى و لذع معده . و امراض دماغ ، مثل صرع و صداع و ماليخوليا و فالج . و امراض سينه ، همچون سعال و ضيق نفس . و امراض گرده . و امراض جگر . و استسقا . و درد پشت و عنق و حميات محرقه و درد چشم و گوش و بينى . بيان ادويه [ يى ] كه حيض بسته را بگشايد و به حسب سبب توان داد : سرخس ، دو درم با يك مثقال سك او را طمث كند . ديگر : دواء الكركم با شربت سكنجبين بزورى بعد [ از ] فصد صافن ، ادرار حيض نمايد . ديگر : جندبيدستر ، نيم درم ؛ بيخ سوسن كبود ، دو مثقال ؛ آب پودينه ، دو قاشق ؛ عسل ، هفت مثقال ، به دو نوبت استعمال نمايند [ كه ] حيض براند . ديگر : سعد ، فوه ، اسارون ، سليخه ، دارچينى ، افسنتين ، مشكطرامشيع ، خواه مفرد خواه مركب به آب فوه دو مثقال ميل نمايد [ كه ] ادرار حيض نمايد . و آب نخود سياه با زيت و طبيخ هليله با تمر و زنجبيل مربا در اين باب سودمند است .